تعاونی مسکن بتاجا در پروژه شهرک چیتگر در مورخ هفتم خرداد سال 1396 اعلام کرد که نقل و انتقال کلیه سهام های پهنه B تا اطلاع ثانوی متوقف شده و هیچگونه نقل و انتقالی انجام نمی پذیرد. این اعلام بدان معنا بود که واگذاری سهام های 33 و 63 متری پهنه B که قبل از آن تاریخ توسط بنگاه های معاملات ملکی و مشاوران املاک در منطقه 22 به خریداران و سرمایه گذاران معرفی و در دفتر تعاونی واقع در محل پروژه انجام می پذیرفت، متوقف گردیده است.
نقل و انتقالی که برای تعاونی بسیار سودآور بود و تعاونی در آن زمان به ازای هر معامله مبلغی در حدود 1 میلیون تومان از دو طرف معامله اخذ می نمود. و حالا این سوال فکر را درگیر می کرد که چه اتفاقی روی داده که تعاونی از چنین سودی که البته مبلغ چشم گیری هم داشت صرف نظر کرده و روال خرید و فروش را متوقف نموده است؟ قطعا توقف نقل و انتقال سهام های پهنه B شهرک چیتگر برای تعاونی منافعی در برنداشت.
در همین اثنا و در قبال توقف نقل و انتقال سهام ها، تعاونی مسکن اقدام به خرید و فروش سهام های سهامداران با قیمتی بسیار نازل تر از آنچه در بازار معامله می شد نمود، و نکته مهم دقیقا همین جا بود…. نه خرید و فروش، بلکه فقط خرید!
هر فروشنده ای که قصد فروش سهامش را داشت می توانست سهام خود را با قیمتی که تعاونی بصورت یکطرفه اعلام کرده بود بفروشد…
سوالی که در اینجا مطرح شد این بود که تعاونی تا چه زمانی سهام های دارندگان را خریداری خواهد کرد؟ مسلما این اتفاق نه تا همیشه بلکه تا زمانی ادامه داشت که فروشندگان حاضر بودند سهام های خود را به قیمت پیشنهادی تعاونی بفروشند. و گام بعدی چه بود؟ آیا تعاونی قصد داشت هرگز نقل و انتقال سهام ها را باز نکند؟ تنها چیزی که اعلام شد این بود که تا اطلاع ثانوی نقل و انتقال انجام نمی پذیرد!
از نظر نگارنده انجام نشدن نقل و انتقال به معنای فروخته نشدن سهام نیست، چراکه تجربه اکثر تعاونی های سازنده- به ویژه پروژه هایی که به صورت سهام در بازار خرید و فروش می شوند نظیر پروژه آرتمیس- نشان داده است که درست در زمانی که تعاونی ها خرید سهام پروژه هایشان را انحصارا در اختیار می گیرند، زمانیست که به نفع خود وارد عمل شده اند. در چنین شرایطی تعاونی ها با خرید سهام در پایین ترین قیمت، بازار را آشفته کرده و باعث می شوند که فروشنده های واقعی و افرادی که احتیاج فوری به پول دارند، به اجبار و پایین تر از قیمت حقیقی، سهامشان را به تعاونی ها بفروشند، و بعد این تعاونی ها هستند که فروشنده انحصاری سهام شده اند و می توانند این سهام را با هر قیمتی که بخواهند به خریدارانی که تشنه خرید این سهام ها بوده اند و تعاونی مجال خرید به آنها نداده است، بفروشند.
اکنون به راحتی می توان این معادله ساده را حل کرد. تعاونی مسکن چیتگر که سابقا نقل و انتقال سهام های پهنه B را بین خریداران و فروشندگان واقعی انجام میداد با ترفندی بسیار ساده یعنی با متوقف نمودن نقل و انتقال، دیوار بزرگی بین خریداران و فروشندگان کشید. از یک سمت در نقش خریدار، تمام سهام فروشندگان را با قیمت هایی نازل خریداری کرد و از سوی دیگر و در نقش فروشنده، همان سهام هایی را که با کمترین قیمت خریده بود، با بالاترین قیمت خواهد فروخت.
بخش تاسف بار مسئله دقیقا همین جاست که فروشندگان و خریداران علیرغم علم به این سناریوی تکراری باز هم فریب خورده و چه در جایگاه خریدار و چه در مقام فروشنده باز هم صف کشیدند و سر نوبت با یکدیگر دعوا کردند. بدون توجه به پیشرفت فیزیکی پروژه و منافعی که در صورت صبور بودن در دراز مدت نصیبشان میشد، تنها به دنبال کسب مبلغ ناچیزی بودند که در این جابجایی ها شاید نصیب شان گردید و به سودهای کوتاه مدت بسنده کردند.
و ای کاش تعاونی سازنده هم به جای صرف این همه انرژی و طراحی سناریویی نخ نما، به فکر پیشرفت فیزیکی پروژه بود، تا خریداران و فروشندگان سهام های پهنه B برای گرفتن استعلام و آگاهی از زمان باز شدن نقل و انتقالات آواره دفاتر املاک نبودند.
کاش تعاونی سازنده بجای برنامه ریزی جهت بدست آوردن منافع موقتی که معلوم نیست کجای ردیف بودجه و چارت سازمانی دیده شده بودند، به فکر منافع اعضا و شهرت پروژه می بود تا عواید حاصل نصیب اعضا گردد.
و ای کاش در پهنه B همه چیز به گونه ای دیگر پیش می رفت.
نگارنده ؛ بزرگمهر کیانی
ثبت ديدگاه